تا صداي سازتو غوغا به صحرا مي كند زيرورو مي سازد و شورش به دلها مي كند
صوت كرناي تو و سرناي تو اي ميشكال تار و پود "دادگر" را مست و شیدا می کند
توشما ل
همانگونه که بشربه غذا جهت ادامه حیات احتیاج داردروح هم به ابزاری احتیاج دارد
تا خستگی و خمودگی ناشی ار تلاش وکوشش روزانه خودرامرتفع سازد.
این ابزار متفاوت هستند. لطیفه. خبر خوش. شرکت در مجالس مختلف وبرنامه های
متنوع دیگرمیتواند به نشاط و سرزندگی روح کمک شایان توجهی بکند. اما اساسی
ترین عاملی که بیشترین فرآیند فرح بخشی و سلامت و سرخوشی روح و نهایتا"
جسم را فراهم میسازد موسیقی است.
درهیچ جایی از کره خاکی قومی وجودندارد که با موسیقی بیگانه باشد حتی قبایل
آدمخوارکه هنگام آماده کردن طعمه خود برای خوردن به رقص و پایکوبی خاصخویش
می پردازند از این فرایند نهایت لذت رامی برند.
درقوم بختیاری شاید بیشترازهمه جای دیکرموسیقی جایی بس فراگیر و وسیع در
سبد خانواده و ایل دارد.از تولد نوزاد گرفته تا سنت کنون( ختنه سوران) وازبلکه بندون
( زیرزبونی)گرفته تا حنا بندان و عقد و عروسی وازجنگ گرفته تا ضرب و جرح
ونها یتا" تامرگ و کلا" برای هرحرکت و هرتحولی موسیقی مخصوص دارند.
….واین وظیفه ها رایک گروه دونفری بعهده دارند که یکی با لپ های پرازباد در
سا زمی دمد و دیگری با دو تکه چوب یکی به شکل عصا و یکی ترکه باریک
به پوست مهارشده دراستوانه ای از چوب چنان ولوله ای در جان و روح شنونده
ایجاد می نما یند که گویی دنیا را آب ببرد وتورا خواب …..
این دوجوانمرد و این فرشتگان شادی و این آرام کنند گان و آرامش دهند گان روح و
گوش و چشم را رویهم توشا ل و آنرا که درسازمیدمدمیشکال(میرشکار) مینامند.
این دونفرعلاوه شادی آفرینی و آ؛رایش و پیرایش روح وظایف دیگری نیز دارند که
از جمله دلاکی- استحمام و ارایش داماد- ختنه کردن پسربچه ها- خدمت درسفره کشی
ومیهمانی های بزرگ-خبربردن و خبرآوردن ودرقدیم هم توبره خان در شکارگاه
بود ند که بهمین علت آنهارا میرشکا رویا به گویش بختیاری میشکال می نامید ند.
نود درصد اشعار(بیت ها) شادی-عزا-حماسه-جنگ و دیگرمناسبت ها از خودتوشمال
هاست . اینجا نب چون خود شاعرهستم و طبعا" شعرای بختیاری رابخوبی میشناسم
درجایی ندیده و نخوانده ام که فلان چکا مه یا مرثیه یا بیت های گاگریو(گو-گریه کن)
درعزاویا دو- وا-لالی و ده ها نوع ابیا ت دیگری که درعروسی ها و مرده-مویه(عزا)
خوانده میشود و دل سنگ راآب میکند از مثلا" داراب افسربختیاری یا پژمان یا غیره
باشد.
کی می تواند ادعا کند که شعر معروف آقاغ اوول (ابوالقاسم) ازکد ا م شاعراست ؟
بیت آ صیذال- مندنی-آرضی –بختیارو…. ازکیست؟ رجاء واثق دارم فقط ازتوشمال
هاست ولاغیرولی حیف وصد حیف و هزاران افسوس و دریغ که کسی نمی دانداز کدام
توشمال؟ اصلا" ضعف بزرگ فرهنگ بختیاری نداشتن تاریخ اد بیات و هنر است .
بجای اینهمه تاریخ و شاهد و گواه جنگها و خونریزی ها حتی کتا بچه ای وجود ندارد
که نسل جدید که پیشکش-ما مسن ها بدانیم بیت های واقعا" تکنیکی زیر از کییست؟:
شاد اوید آقا اوول پیرن کرامی تا صدسال دال بخوره لاش نظامی ؟
بختیار شل شل کنه بسرکوشا کد باریک بالا بلند داره تماشا ؟
پیشم کوه پشتم کمردورم تفنگچی خدابس جون بووت تند پات ورچی؟
سرکشیدم من دریچه گمب گمب دهله دردم چینام آقا دوما عرقت بوی گله؟
ارورستم کوه گرم ا گن یو هاره ایهمه کوه گشتنم ز داغ براره ؟
بازهم لازم هست بگویم؟ نه. اطاله کلام میشود.

ادامه دارد
+ نوشته شده توسط محمد رضا دادگر در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 و ساعت
7:57 |